الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

اینجا یه موقعی اسمش خلاقیت بود چون توش قرار بود فقط نقاشی هام و کارهای خلاقانه ام باشه ولی به جاش مزخرفات و درد و دل هام رو گذاشتم
به بلاگ من خوش اومدید

این نباید اتفاق میافتاد

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۰۸ ب.ظ

امروز متوجه اتفاقی شدم که یک سال بود افتاده بود و ازش بی خبر بودم یه اتفاق بد برای یه دوست و یه اتفاق بدتر برای یه دوست دیگه!

به هیچکدوم زیاد نزدیک نبودم ولی هرچه قدر هم نزدیک نباشی..... این اتفاقات آزاردهنده ست

بدتر از اون اینه که دو سال تموم دوستت جواب تلفنت رو نده و تو تمام مدت متحیر مونده باشی که.... چرا؟

خیلی مونده که این موضوع رو هضم کنم

ولی نمیشه باهاش کنار اومد.... فقط امیدوارم خانواده اش و دوستاش بتونن با این موضوع کنار بیان.... سخته.... بدتر از همه این که یک سال گذشته و من هیچی نمیدونستم! از حال دوستام خبر نداشتم و حتی به این فکر هم نمیافتادم که بهشون یه زنگی چیزی بزنم! به مدت چند دقیقه از خودم بدم اومده بود و عذاب وجدان گرفته بودم که چرا از حال دوستام بی خبر بودم؟ عصبانی هم بودم از دستش که چرا بهم هیچی نگفت و فقط یه دفعه زنگ هایی که میزدم رو جواب نداد..... 


دوست نداشتم اولین مطلب بلاگم این مطلب باشه.... ولی هرکار میکنم ذهنم درگیرشه.....

  • Y.M ی.م

نظرات  (۱)

  • سامی مسیحا
  • سعی کن راحت تر با خودت کنار بیای.. اونی که مالیخولیا داره منم/.
    پاسخ:
    فکر نکن دست کمی ازت دارم -_-
    بعدم تو باید کم کم با این موضوع کنار بیای، درکش نکن فقط باهاش کنار بیا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی