الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

اینجا یه موقعی اسمش خلاقیت بود چون توش قرار بود فقط نقاشی هام و کارهای خلاقانه ام باشه ولی به جاش مزخرفات و درد و دل هام رو گذاشتم
به بلاگ من خوش اومدید

Piano

جمعه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۱۵ ق.ظ

امروز (همین چند دقیقه پیش) رفتم پشت پیانو بشینم و آهنگ بزنم.... وقتی صندلی رو کشیدم عقب به لطف نوری که از پنجره میتابید، متوجه گرد و خاک بر روی صندلی شدم، با دستم گرد و خاک رو تکوندم و دیدم دستم سیاه شده.... همین موضوع باعث شد خودم رو ملامت کنم که چند وقته نشستی؟ چندوقته که پیانو رو رها کردی؟ نشستم پشتش، دستام روی کلیدا یه حس عجیبی داشتن، نت ها در ذهنم ثبت شده بود و مشکلی با نت ها نداشتم ولی حرکات انگشتام رو پیانو برای خودم عجیب شده بود، یه حسی داشت انگار بار اوله دارم میزنم.... با never let you go از جاستین بیبر شروع کردم و بعدش به آهنگ set fire to the rain از ادل رسیدم، هیچ کدوم از آهنگا دست چپ خیلی وحشتناکی ندارن، یعنی من آهنگایی زدم با دست چپی وحشتناکی که استاد پیانوی من خودش کف میکرد که تو همچین چیزی رو از کجا گیر آوردی؟ یا آهنگساز این روانیه! آخه این چه دست چپیه؟ من اون آهنگا رو بدون مشکل میزدم ولی امروز وقتی از پشت پیانو بلند شدم، دست چپم به شدت درد میکرد! حس خیلی بدی داشتم که به خاطر درد بود، ولی نه چون درد آزار دهنده بود.... چیزی که آزار دهنده بود این بود که دست من با زدن دوتا آهنگ نسبتا ساده درد میکرد!

 فعلا اومدم تاق درد دستم آروم بشه تا برگردم پشت پیانوم

  • Y.M ی.م

نظرات  (۱)

داداش منم پیانو میزنه... خب البته تو تبلت... ولی دیشب آهنگ شرلوک رو زد... خیلی باحال شد...
پاسخ:
خب زدن پیانوی واقعی با نواختن پیانو تو تبلت خیلی فرق داره
فعلا دارم رو let it go کار میکنم.... کل آهنگ رو در آوردم الا ملودی اولش -_-

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی