الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

اینجا یه موقعی اسمش خلاقیت بود چون توش قرار بود فقط نقاشی هام و کارهای خلاقانه ام باشه ولی به جاش مزخرفات و درد و دل هام رو گذاشتم
به بلاگ من خوش اومدید

it is not fair!

يكشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۳۹ ب.ظ

خب عنوان بیان کننده مطلب مورد نظرمه 

وقتی 11 سالم بود و تازه دست چپ و راست رو تشخیص میدادم بابام ورشکست شد. 

وقتی 15 سالم بود و اوج بلوغ.... از خونه خودم آواره بودم به خاطر برخی مشکلات بابام.

حالا هم 4 ماهه وارد 19 سالکی شدم و اول جوونیمه برادرم رو از دست دادم و باید نگران بابا مامانم باشم که زنده بمونن. ...

تو این گیر و دار که مشکلات خودم برای خودم بس باید بقیه رو درک کنم و هرچی گفتن جیک نزنم خب باشه قبول ولی....

این انصاف نیست! این حق من نیست! چرا؟ آخه چرا؟ به خدا هر کدوم از این مشکلات کافیه تا یه انسان از پا دربیاد! بابا من فقط 19 سالمه ولی با شجاعت وایسادم و خم به ابرو نیاوردم.... دختردایی من یه هفته تحت شرایطی که من 5 ساله دارم زندگی میکنم زندگی کرد به مرز خودکشی رسید! تازه بلاهایی که سر من میاد سر اون نیومده.... صرفا یه هفته تحت اون شرایط کنار من بود و دید! همین کافی بود تا تمام طول راه تا خونه گریه کنه و دو روز تب!

تحت استرس شدید بودم و با اینحال بقیه رو آروم کردم،  ظاهرم بیخیال موند ولی گفتن عین بچه 2 ساله ست حالیش نیست عقب افتاده ست بیخیاله نفهمیدن که من داغون تر از همه ام و از مهربونی از سر عشق با حفظ کردن آرامش و ظاهرم بقیه رو حفظ کردم

گفتم پس اگر قراره بهم بگن بیخیال بذار لااقل طعم بیخیالی رو چشیده باشم

دو سال زدم تو فاز بیخیالی.... خودم رو با کتاب و فیلم و سریال و کارتون و هرچی گیرم میومد حفظ کردم آنقدر تو دنیای خیال گم شدم که دنیای واقعی یادم رفت. 

ولی به زور برگشتم دنیا برم گردوند و حالا خسته ام خیلی خسته.... کم نیاوردم اما خسته ام 

خدا کجایی؟ این عدالته؟! من چرا نمیبینم چرا عدالتی در تو نمیبینم؟!

کم کم دارم به این نتیجه میرسم که نیستی!  که اصلا وجود نداری و ما انسان ها تو رو ساختیم فقط برای این که خودمون رو آروم کنیم

  • Y.M ی.م

نظرات  (۶)

  • بانوی سفید روهان
  • این دنیا هیچوقت عدالت نشون نداده نه واسه خوشحال کردن آدما و نه واسه به مرز جنون رسوندنشون اون پاراگرافت که در مورد اینکه آدم خودشو به نفهمیدن بزنه نوشتی واقعا سوزوندم! هیچ دردی بالا تر از این نیست که درد داشته باشیوو خودتو بی درد نشون بدی بعد تازه ملت فکر کنن نمیفهمی...
    آدم مجبوره خودشو غرق اوهام و چیزایی که وجود ندارن بکنه...اونوقت وقتی میخواد یه نفس تو دنیای غیر مجازی بکشه خفه میشه
    ( الان فکر کنم کلا از زندگی نا امید شدی نه? من کلا دلداری دهنده ی خوبی نیستم کلا میخواستم بگم منم اینجا رو میخونم:|)
    ولی امیدتو بهش از دست نده...

    پاسخ:

    انسان به امید زنده ست، و همون طور که در اون یکی مطلب نوشتم من شکست ناپذیرم....

    عقب نمیکشم و کم نمیارم.... واقعا تو دنیای واقعی آدم خفه میشه بعد از این که از اوهام درمیاد....

    اتفاقا خوب بود، همین که یکی درکم کنه برام کافیه...

    یلدا جان من تا حالا خداروشکر مشکل جدی توی زندگیم نبوده که بتونم دقیقا درکت کنم که تو چه شرایطی هستی الان ولی اینکه اصلا شرایط مطلوبی نداری رو هر کسی میتونه از نوشته هات بفهمه. واقعا نمیدونم برای دل داری دادنت چی باید بگم.
    خدا یه زندگی معمولی رو از یه راه معمولی به آدما میده و یه زندگی کمی پایین تر از سطح معمول رو خیلی راحتر. اما یه زندگی خوب رو به راحتی در اختیار آدما نمیذاره چون مطمئنه و بنده هاشو بهتر خودشون میشناسه و میدونه که چیزی که راحت گیر آدما بیاد قدرش دونسته نمیشه. مشکلات زندگی تو دست خودت نیستن و تو تحت الشعاع کار های دیگران الان تو این شرایطی. میدونم کار آسونی نیست و گفتنش آسونه ولی این یه حقیقته که هر آدمی خودش سرنوشتش رو رقم میزنه. تو هم باید تمام تلاشت رو بکنی و اجازه ندی که دنیا واست تصمیم بگیره. من دوستی دارم که همین ماه پیش یعنی یه هفته قبل امتحانات نهاییش مادرشو از دست داده و الان با تمام وجودش داره تلاش میکنه که زندگیش رو به حالت اولیه برگردونه.
    یلدا جون همین امید و حس مقاومتی که داری خودش امتیاز بزرگیه واست و مطمئن باش که این دوتا فقط با امید به خدا به نتیجه میرسن.
    اینکه بگی خدایا چرا نیستی و عدالتت کو شاید کمی آرومت کنه (که البته بعید میدونم) ولی اینم باید درنظر بگیری که وقتی اون کمک بزرگ خدا بهت رسید چجوری میخوای با یه اعتقاد از دست رفته قبولش کنی.
    کل حرف من اینه که تو هر شرایطی هم که بودی خدا رو ول نکن و هرچقدر هم دنیا اذیتت کرد و بهت فشار آورد تو فقط یه نگاه سنگین بهش بنداز و دلت به خدات گرم باشه.
    من مطمئنم که خدا بنده های ناصالح اش هم ول نمیکنه چه برسه به بنده ای که اصلح باشه.
    ببخشید اگه حرفام انرژی بخش نیست و بیشتر شبیه نصیحته. دلم نیومد وقتی دیدم آخر پستت دل گرفته ات از خدا یکم تایپ کرده و ناراحته همینجوری بی تفاوت ازش رد شم.
    و در آخر همیشه یادت باشه: همیشه لحظه آخر خدا نزدیک تر میشه.
    ایشالا که واسه تو خیلی زود زود کمک هاشو بفرسته.
    پاسخ:

    آخه مشکل اینجاست که من یه زندگی سطح بالا و عالی نخواستم، قبلا من یه زندگی معمولی میخواستم ولی اخیرا با این بلاهایی که سرم اومده به این نتیجه رسیدم با این بلاها دنیا یه زندگی معمولی بهم بده خیلی بی انصافیه! من یه زندگی خیلی خیلی شاد میخوام برای باقی عمرم در عوض این هفت سال نوجوونیم که به باد فنا رفت

  • M A H B O o B E H
  • من اصلا بلد نیستم دلداری بدم، اما فقط میتونم بگم که درکت میکنم. این حس ناامیدی رو تقریباً همیشه دارم و برای همین فقط میتونم بگم که درکت میکنم.
    پاسخ:

    خیلی جالبه که ملت تو فضای مجازی راحت آدم رو درک میکنن ولی توی دنیای واقعی عمرا!

  • M A H B O o B E H
  • من توی دنیای واقعی هم اگر بدونم کسی مثل خودمه سعی میکنم باهاش همدردی کنم.
    پاسخ:
    ممنون ولی همه اینجوری نیستن 
    اکثرا به جای همدردی نمک رو زخم می پاشن
    من دقیقا یک ساله دارم شکنجه میشم اونم برای مشکلایی ک تقصیر من نبودن تا همین یک سال پیش زندگیم خیلی خوب بود.ولی یه سری مشکلات پیش اومد ک...
    قبلا میگفتم خدایا زندگی قبلیمو میخوام ولی الان نه.مگه خدا خودش نگفته بعد از هر سخی آرامش بزرگی قرار دادیم؟
    من احساس میکنم اگه این جریانا تموم بشه حقم نیس ک زندگیم معمولی باشه باید خوشبخت بشم.خیلی
    پاسخ:
    امیدوارم مشکلات تو هرچه زودتر تمام بشه دوست عزیز
    تو یک ساله مشکل داری ببین من که هفت ساله مشکلات دارم و به من هم ربطی اصلا نداره چه حالی دارم!
    خیلی حس  بدیه خیلی.و بدتر از اون وقتیه ک از خودت میپرسی خب بعدش چی.وقتی این درست بشه چی؟!
    پاسخ:

    بعدش زمانیه که از تاریکی میای بیرون، تا وقتی هنوز در تاریکی هستی که چیزی نمیبینی، وقتی تاریکی تمام بشه و اطراف روشن

    اون وقت خودش معلوم میشه.... فعلا به این فکر باید کرد که چجوری خودتو از تاریکی بکشی بیرون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی