الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

اینجا یه موقعی اسمش خلاقیت بود چون توش قرار بود فقط نقاشی هام و کارهای خلاقانه ام باشه ولی به جاش مزخرفات و درد و دل هام رو گذاشتم
به بلاگ من خوش اومدید

Rest in peace

يكشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۱۵ ب.ظ

امروز برای اولین بار بعد از 7 سال پام به بهشت زهرا باز شد.

اولین بار 7 سال پیش برای سالگرد عمه مادرم رفتم و حالا.... مراسم هفت برادر خودم

باورم نمیشه که من آنقدر آروم بودم

تنها کسی که داشت میسوخت مامانم بود میدونید چرا؟ چون عذاب وجدان داره خفه اش میکنه 

ولی من؟ حرفی نزدم که بابتش افسوس بخورم

دوست دارم که دوباره ببینم و حداقل یه خداحافظی بکنم چون زمان مرگش درست یک ماه بود باهاش حرف نزده بودم و فقط بابت نبودنش ناراحتم ولی کسایی که عذاب وجدان دارن الان دارن خفه میشن

میدونید یه درس خیلی خیلی خیلی بزرگ از این ماجرا میشه گرفت اون هم اینکه به هیچ قیمت کسی که برات ذره ای ارزش داره رو تحقیر نکن و تو سرش نزن چون آرم نمیدونه فردا چی میاد


  • Y.M ی.م

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی