الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

اینجا یه موقعی اسمش خلاقیت بود چون توش قرار بود فقط نقاشی هام و کارهای خلاقانه ام باشه ولی به جاش مزخرفات و درد و دل هام رو گذاشتم
به بلاگ من خوش اومدید

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۸/۲۷
    USA
  • ۹۵/۰۸/۱۴
    post
  • ۹۵/۰۵/۱۰
    Fuck

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

۰۹
اسفند

وای.... دیشب ساعت 12 خوابیدم صبح هم ساعت 12 بیدار شدم ولی هنوز حالت خسته و کسل دارم!

ای خدا بگم این نادیا و هیوا و بیشتر از همه خودم رو چیکار نکنه که اریکا رو دانلود کردم.... دانلود کردن بخوره تو سرم من چرا بار اول که کتاب رو خوندم اصلا ازش خوشم نمیومد؟! الان دیوانه کتاب شدم (توصیه به الهه: برو از سایت نودهشتیا که میدونم عضوی دانلودش کن)

بیخیال بابا.... 

خب، من عاشق و دیوانه این آهنگ شدم (به لطف الهه) و یکی از دوستانم هم عاشق این آهنگ شده

من یه بلاگ ترجمه آهنگ دارم ولی چون با الهه شریکم نمیتونم جز انگلیسی زبان دیگه ای ترجمه شعر بذارم و این آهنگ ژاپنیه، پس اینجا میذارمش اسم این آهنگ هست اشک های بی پایان (مشابه اسم مطلب) با صدای Cliff Edge و Maiko Nakamura

و معنای شعر میشه:


گرفتار شده در قلبت، پیمانی با عشق بستم

نمیتونم شب بخوابم،

مهم نیست چه قدر سعی کنم

خواهش میکنم منو بپذیز

میخوام همین الان تو رو ببینم

چرا اشک هام متوقف نمیشن؟

میخوام لمست کنم

لطمه زیادی، به خاطر عشق تو میخورم

هرچی بیشتر بهت فکر میکنم، اشک هام بیشتر سرازیر میشن

با این که هنوز از دیدنت محروم هستم

از هرکسی بیشتر دوستت دارم

با این که تازه از هم جدا شدیم

قلبم میتپه که دوباره تو رو ببینه

بوســ*ــه اون روز تقریبا ناپدید شده

منتظر پیامی از طرف توام


زمان وقتی باهاتم مثل برق به پایان نزدیک میشه

بیا قدر لحظه ای که کنار همیم رو بدونیم

با این که تازه ازهم جدا شدیم ولی میخوام بازهم کنارت باشم

از طریق تلفن تو رو خواهم دید

هرچند که راه برگشتنمون دیگه گرگ و میشه (دیگه برای برگشتنت ممکنه دیر بشه)

حس میکنم میخوام با خودم بیارمت

وقتی گرمای تنت رو دیگه حس نمیکنم (از کنارم میری)

زمانیه که دیگه رویا تموم شده و من باید با در حقیقت روبرو بشم


هرچی بیشتر بهت فکر میکنم، اشک های بیشتری سرازیر میشن

با این که هنوز از دیدنت محروم هستم

بیشتر از هرکسی دوستت دارم


من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، (وقتی خورشید دوباره طلوع کنه)

من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم (فقط تویی که من به دنبالش میام)

من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم (چشم هات رو ببند)

من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم عشق من برای توست


کنار تو..... 


میخوام در این زمان کم، فقط یه بار دیگه ببینمت

میخوام سعی کنم به عشق ابدی ایمان بیارم

وقتی به این فکر میکنم که قراره جدا بشیم

قلبم جوری درد میگیره که انگار داره دو تیکه میشه

صورت ناز تو وقتی که شب از راه میرسه، مثل که این پایان زندگیت نزدیک باشه اشک میریزی

عزیزم دوستت دارم، عزیزم دوستت دارم، حرفات رو فریز کن

امروز بلاخره از راه رسید و من میتونم ببینمت

هرچی بیشتر بهت فکر میکنم بیشتر دلم تنگ میشه و بیشتر میخوام ببینمت


هرچی بیشتر میخوام کنارت باشم، فردا دور تر به نظر میرسه


ابدیت،

فقط همین جور باش تا من ابدیت رو پیدا کنم،

نمیخوام دست هات رو رها کنم


نمیخوام ازت دور باشم


دوست دارم عزیزم، عشقم متعلق به توست، هرگز رهات نمیکنم


هرچی بیشتر بهت فکر میکنم، اشک هام بیشتر سرازیر میشن

وقتی شب تنهام فقط تو رو میتونم ببینم

گرفتار شده در قلبت، پیمانی با عشق بستم

نمیتونم شب بخوابم مهم نیست چه قدر سعی کنم

لطفا من رو بپذیر

میخوام همین الان ببینمت، اشک هام متوقف نمیشن

میخوام لمست کنم

به خاطر عشق تو، لطمه زیادی دیدم


من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، (وقتی خورشید دوباره طلوع کنه)

من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم (فقط تویی که من به دنبالش میام)

من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم (چشم هات رو ببند)

من دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم عشق من برای توست


کنار تو..... 

دوستت دارم.....


خیلی شعر و آهنگش رو دوست دارم

۰۴
اسفند
همین الان اینجا رو بروز کردم ولی پشیمون شدم از متنم
فقط همین رو بگم که از همه چیز و همه کس بدم میاد
۰۲
اسفند

واو! عجب روزی! 

دیشب تو خونه مادر بزرگ داشتم درباره مطلبی که میخواستم بذار فکر میگردم ولی الان یادم نیست

امروز با دلآشوب کلی حال کردیم ولی الان یه اتفاق مسخره ای افتاده که بدجور عصبی شده و ساعت چهار صبح مغز منو به کار گرفته! 😠

از دست این دیوانه! والا! کم کم به این فکر افتادم از این به بعد بهش بگم دل پیچه!!!!!! 😡😒😑

به هرحال... تقلدم مبارک که امروز ( دیروز یعنی ) بود!