الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

الهام بخش

خلاقیت ها و دلنوشته های یه احمق :D

اینجا یه موقعی اسمش خلاقیت بود چون توش قرار بود فقط نقاشی هام و کارهای خلاقانه ام باشه ولی به جاش مزخرفات و درد و دل هام رو گذاشتم
به بلاگ من خوش اومدید

۱۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۱
شهریور

یکی که واقعا دوستش دارم تا 13 یا 14 روز دیگه برمیگرده پیشم ولی.... جایی میمونه، پیش آدمایی میمونه که من هیچ علاقه ای به دیدنشون ندارم و در کمتر از چند ماه بعد هم دوباره میره اون ور

میدونی که از پدرم برام عزیزتری ولی تا وقتی پیش اون آدمایی.... نمیتونم ببینمت..... ببخش

۳۰
شهریور

تازه تازه دارم درک میکنم که معنی این که میگن: "بین راست و دروغ یه مو فاصله ست" چیه؟

میشه یکی بهم کمک کنه که بتونم سه نفر که خیلی راحت دروغ میگن ببینم چه کسی داره حقیقت رو میگه؟ چجوری میتونم بفهمم حقیقت چیه؟

اتفاقات زیادی افتاده که چنان تحت فشارم که دلم میخواد بزنم زیر گریه

یکی یه کمکی کنه ببینم چه جوری میتونم بفهمم کی داره راست میگه

۳۰
شهریور

امروز صبح رفته بودم دیدن دوستم سارا در دفتر کاری پدرش که برعکس انتظار من از یه "دفتر کاری" یه محیطی فوق العاده گرم و باحال داشت و پدر سارا هم مرد خیلی صمیمی و خوبی بود و خیلی باهاش راحت بودم

وقتی با پدر سارا صحبت کردم و در مورد کار هایی که در این یک سال اخیر انجام دادم ازم سوال کرد.... فهمیدم که من در سال گذشته عملا.... هیچ کار نکردم

نه کلاسی رفتم، نه با کسی در ارتباط بودم و نه حتی از خونه خارج شدم!

تنها کاری که کردم دیدن فیلم و اینترنت بوده.... خیلی ناراحت شدم از خودم چون من در گذشته هرگز این جوری نبودم

این همون یلداییه که هر سال تابستون اگر سه تا چهار تا کلاس ورزشی نمیرفت روزش شب نمیشد؟ این همون یلداییه که روزی چند ساعت پیانو میزد؟ این همون آدمیه که با این که هیچ کسی رو خونه اش دعوت نمیکرد ولی همیشه با همه در ارتباط بود؟... این اصلا شبیه به "من" نیست! وقتی بهش فکر میکنم میبینم که یک سال تمام فقط درجا زدم از خودم بدم میاد.

وقتی به عموی سارا (بابای سارا همراه با برادرانش یک جا بودن) گفتم که چه حسی دارم گفت که طبیعیه و این که درسته که تلاش کردم و دیپلمم رو دو سال زودتر از موعد گرفتم، به خاطرش هم از نظر روحی آسیب شدید دیدم ولی دست آخر این برای خودم خوب بوده! لااقل به خودم خیلی چیز ها ثابت شد، همچنین به اعضای خانواده و بقیه و این چیز خیلی بزرگیه.... امسال هم با بقیه دوستان هم سن و سالم میرم دانشگاه! یعنی نه تنها چیزی از دست ندادم بلکه کلی هم چیز به دست آوردم!

میخوام از امسال دوباره بشم همون آدم سابق.... همون دختر شیطون و بازیگوش که عاشق ورزش و پیانوئه

امروز صبح چند ساعت نشستم پشت پیانو و تمرین کردم، تک تک نت هایی که از بچگی تا حالا نواختم رو تمرین کردم و در کمال خوشحالی فهمیدم که حتی یه دونه نت هم از ذهنم پاک نشده، حتی یه نت کامل رو بدون وقفه تمرین کردم و در آوردم و دست اخر وقتی چک کردم ببینم چندوقته دارم میزنم دیدم اوه مای گاد! فقط یک ساعته.... یعنی در عرض فقط یه ساعت من بیش از 40 تا نت رو بی وقفه زدم و حتی یه نت جدید در آوردم!

تا نیم ساعت دیگه دوباره میشینم پاش و از فردا برمیگردم کلاس

۲۹
شهریور

خب امروز مثل همیشه که داشتم تو اینترنت برای خودم چرخ میزدم به یه مطلبی برخوردم تو یه بلاگ درباره هوش های چندگانه ولی چون بخشی ازش نبود من رفتم تو یه بلاگ دیگه که بقیه اش رو هم بخونم (این مطلب هوش های چند گانه رو میتونید در ادامه بخونید)

موقع خوندن مطلب "هوش های چندگانه" متوجه یه نکته خاص شدم که من رو از اون چیزی که هستم عجیب غریب تر میکنه.... من هم پیانو کار میکنم، هم ویلن و هم گیتار ولی بخش موسیقی مغزم (بر طبق این مطلب) اصلا خوب کار نمیکنه چون تا یه آهنگ رو یه ملیارد بار نشنوم یادم نمیمونه و تازه آخر سر هم اگر جایی که انتظارش رو ندارم بشنوم میگم: "این چه قدر آشناست!" آخر سر میفهمم بابا این همونیو که دو ماهه روزی بیست بار میشنوم

از طرف دیگه فهمیدم که هوش ریاضیات من عالی کار میکنه ولی...... همه عمرم از ریاضی متنفر بودم!



۲۸
شهریور

واقعا نمیدونم این روز رو چرا تبریک میگن! باید تسلیت گفت به جای تبریک چون هیچ وقت هیچکس حتی آدم بزرگایی هم که دیگه مدرسه نمیرن (مثل خودم) بازهم احساس ناراحتی میکنن!

مدرسه


خوشحالم که مدرسه خودم تموم شده و مجبور نیستم نگران چیزی باشم

۲۷
شهریور
امروز رفته بودم یه سر اینجا..... که یه معمایی در صفحه اصلی (چند تا پست پایین تر) به چشمم خورد و به نظرم خیلی جالب و آشنا اومد
شروع کردم به حل کردن معما.... به خاطر این که نمیخواستم راهنمایی داشته باشم بدون خوندن نظرات معما رو حل کردم و از قرار معلوم جواب درست بود.
بعدا وقتی که داشتم فکر میکردم یادم افتاد که ما سال سوم یا چهارم دبستان همین معما رو تو پیک شادیمون داشتیم
بعد از این که یاد این موضوع افتادم برگشتم همون سایت و شروع کردم به خوندن نظرات و این که همه برای حل کردن این معما مشکل داشتن! برام خیلی جالب بود چون مطمئنا خیلی ها از پیک شادی ما داشتن در اون سال. پس خیلی ها این معما رو حل کردن! جالبه که همون بچه هایی که یه زمانی تو دوران ابتدایی به راحتی این معما رو حل کردن، امروز هرچه قدر هم بهش فکر میکنن نمیتونن!
شاید واقعا داریم خنگ میشیم!
۲۶
شهریور

خب.... بحمدالله من همیشه به همه میگم که من یه آدم خودخواه بی احساسم! یه احمقی هستم که به هیچ چیز و هیچ کسی جز خودم اهمیت آنچنانی نمیدم.... برادرم خودکشی کرده بود من داشتم وست لایف گوش میکردم و پلی استیشن بازی میکردم! درسته که وقتی کسی مشکلی داره حتی اگر یه غریبه باشه با همه وجودم کمکش میکنم تا مشکلش رفع بشه و راهنمایی های لازم رو میکنم ولی 

اگر شما دوست عزیز مشکلی داری... کاری نداره! اسم منو از لیست شماره تلفن هات پاک کن

به خدا که من تنها خیلی راحت ترم، تنهایی میتونه بزرگترین نعمت باشه اگر بدونی که چجوری ازش استفاده کنی


از دست آدمای نفهم خسته شدم.... نفهما! من اینجوری دوست دارم! ولم کنید!

یعنی چی که هی میگی تنها میمونی؟ یعنی چی که میگی تو انقدر بیرون نرفتی که کم کم آداب معاشرت یادت میره؟! آقا من نمیخوام آداب معاشرت رو رعایت کنم!

میگی فلان کار رو نکن، بهمان کار رو نکن، دلم میخواد، یکی بگه به تو چه؟ میگم زندگی منه میگه زندگی تو به همه ما ربط داره! بابا به پیر به پیغمبر نداره زندگی هرکسی مال خودشه! گر پس فردا آه و ناله من گریبان تو رو گرفت شکایت کن!

۲۵
شهریور

دلم برای دوران مدرسه به شدت تنگ شده.... حداقل اون موقع ها دوران بهتری بود

نگرانی نداشتم.... ولی حالا از زمین و زمان متنفرم و امیدوارم که زودتر.... اون اتفاقی که میخوام بیافته


باز دوباره زندگیم شده آهنگ scream از زک افران

۲۰
شهریور
چرا ملت فقط میخوان حرف خودشونو بزنن؟
واقعا کسی معنای جمله: "برام مهم نیست" رو نمیفهمه؟!
بعضی کارا بعضی حرفا واقعا آزاردهنده ست! بابا ولم کنین من اینجوری راحتم!
برید گمشید از زندگی من بیرون! مجبورتون که نکردم! این زندگی منه من دلم میخواد اینجوری رفتار کنم دلم میخواد اینجوری باشم....
خب که چی؟ تازه فهمیدی من خودخواهم؟!!! من اینجوریم به کسی هم توی زندگیم نیاز ندارم

تنهایی بزرگترین نعمته
اگر بدونی چجوری ازش استفاده کنی
۱۳
شهریور

خب همون طور که خیلی ها میدونن من انیمه خیلی میبینم و خیلی دوست دارم.... یه دوستی که کپی خودمه ازم خواسته که بهش انیمه معرفی کنم بره بشینه ببینه

من مشابه این پست رو قبلا گذاشته بودم برای دوستم ولی از قرار معلوم یادش رفته کپی کنه!

و هرکسی هم که میخواد بدونه چه انیمه هایی من دیدم میتونه بره ادامه مطلب چون این برعکس قبلی آزاده ولی بهتره که زودتر برید چون من اینو در کمتر از یه هفته پاک میکنم (مگر استقبال بشه ازش که نمیشه!)

نکته: امتیازانی که میدم فقط به شیوه روایت داستان و جذابیت داستانه و نه به